ما برای دولت و کل افغانستان نگرانیم، کرزی و خرم برای خود!

 نگرانی اکثریت قاطع مردم افغانستان به خاطر طرح سپردن چند ولایت برای طالبان از سوی پاکستان این است  که مبادا نظام سیاه طالبانی – پاکستانی بار دیگر در کشور ما حاکم گردد و قانون اساسی ما از بین برود، حقوق زنان و کودکان زیر ضربه های کیبل له شود، فعالیت رسانه ها و جامعه مدنی متوقف گردد، دانشگاه ها و مکاتب یا تعطیل ویا طالبانی شوند، در مجموع ارزش ها و دست آورد های مردم افغانستان از بین بروند!

اما رئیس جمهور کرزی و دوستان دور و برش در برابر این طرح پاکستان جهت گیری متفاوتی  را از خود نشان داده اند.  چند روز پیش در پی آشکار شدن این طرح، آقای کرزی با انتقاد از پاکستان به خاطر این طرح، از ملکوک الطوایفی شدن کشور اظهار نگرانی کرد.
در ادامه ی این موضع گیری ها، دیشب صحبت های کریم خرم رئیس دفتر رئیس جمهور (کسی که آزادی بیان و دموکراسی را قصه ی مفت می خواند) در تلویزیون یک شنیدم که می گفت ما به خاطر این طرح از ملکوک الطوایفی شدن افغانستان نگرانیم.
از صحبت های رئیس دفتر رئیس جمهوری طوری به نظر می رسید که او و رئیسش نه به خاطر دولت و افغانستان بلکه به خاطر خودشان نگران هستند.
خرم هم مثل کرزی طرح پاکستان را طرحی خواند که افغانستان را به سوی ملوک الطوایفی شدن سوق خواهد داد. او تصریح کرد وقتی جاهای به طالبان داده شوده در مقابل کسانی که در برابر طالبان جنگیده اند(جریان های مقاومت دهه هفتاد) در جاهای دیگر، دست به اقدامی به مثل خواهند زد که در آن صورت به گفته ی او ملوک الطوایفی در کشور شکل خواهد گرفت.
از این گفته ی کرزی وخرم بر می آید که آنان با دادن بخشی افغانستان به طالبان مشکل ندارند ولی از اعتراض کسانی که علیه طالبان و تروریسم جنگیده اند، قربانی داده اند و در این ده سال از دولت حمایت کرده اند بیمناک هستند.
باتوجه به این دیدگاه، به نظر می رسد که نگرانی و ترس اصلی کرزی، خرم و خرمی ها، حساس شدن و عکس العمل کسانی است که برای تقویه نظام از سوی دولت خلع سلاح شده اند نه گرفتاری بیشتر دولت به جنگ و نا امنی.
هم چنان از این موضع گیری کرزی دیده می شود که  رضایت خاطر طالبان(برادران ناراضی) برای رئیس جمهور دولت جمهوری اسلامی افغانستان که در حدود دوازده سال جامعه جهانی و مردم افغانستان برای ساختن و تقویه آن کوشیده اند، در اولویت قرار دارد ولو این که این نظام و دست آورد های ملی ما باسوال و مشکل مواجه شود.
با این حساب، آن چه که برای آقای کرزی مهم پنداشته می شود، یکی رضایت طالبان است تا اگر فردا آنان به قدرت برسند به رئیس ارگ و کارمندانش کاری نداشته باشند و دوم، معترض نشدن کسانی  که در این سال ها رئیس جمهور را شانه به شانه برای دولت سازی کمک کرده اند. در این میان نگرانی اصلی کرزی و خرم این است که مبادا فردا در میان مشکل این دو جریان متضرر شوند که در گذشته علیه هم مبارزه کرده اند و امروز هم یکی امارت اسلامی با ترکیب خاص می خواهد و دیگری جمهوری با مشارکت همه ی مردم افغانستان.
حالا به نظر می رسد که رئیس جمهور از این می ترسد که با قدرت گرفتن طالبان، سایر مردم افغانستان  دست به اعتراض بزنند و او تنها بماند! به همین خاطر است که پس از هر بار  انتحار و انفجار از سوی طالبان بازهم کرزی به سوی آنان دست دوستی دراز می کند و آنان را برادر می خواند.






فرهنگی ساختن جنگ و خشونت

کم کم می خواهند که قربانی شدن صلح برای جنگ به یک فرهنگ تبدیل شود!
فدایی صاحب علی رغم احترامی که به شما دارم ولی باید خدمت تان عرض کنم که متاسفانه در این جا مغالطه کرده اید. مساله دانشگاه و پوهنتون یک مساله ملی و زبانی است و مساله گیرماندن برادران پشتون ما در ناامنی ها، جنگ و مواد مخدر چیزی دیگر است. من به عنوان یک شهروند این کشور به خاطر ناامنی ها و جنگ در بخش های افغانستان که ضررش متوجه همه ی ماست شدیدا متاثر و نگران هستم. من خیلی رنج می برم از این که هزاران جوان این کشور قربانی، جنگ، خشونت، انتحار، انفجار، مواد مخدر و ده ها معضل دیگر می شوند و از درس و تحصیل و زندگی مرفه محروم می شوند. در این مورد من نوشته های زیادی داشته ام و همینطور سایر دوستان، اما این که شما ندیده اید مشکل ما نیست. بسیار متاسفم از این که شما به عنوان کسیکه در سفما کار کرده اید و والی میدان وردگ بوده اید در این جا این طوری قضاوت می کنید. نمی دانم که شما این نوشته را بر اساس چه منطقی در این جا گذاشته اید؟
من از شما می پرسم که وقتی در جاهای مکتب سوختانده می شود و شاگردان یا اجازه درس خواندن ندارند و یا علاقه به درس ندارند، گناه کسانی که درس می خوانند چیست؟ و یا اینکه عده ی از دوستان می گویند شما حق ندارید دانشگاه بگویید با آن که مالشگرگاه می گوییم!
آیا به خاطر جنگ و نا امنی در مناطق پشتون نشین، ما حق نداریم درس بخوانیم؟ آیا ما حق نداریم که به زبان مادری خود حرف بزنیم؟ آیا درس خواندن به نظر شما جرم است؟ آیا شما این را نمی دانید که تحصیل و صحبت کردن به زبان مادری از حقوق اساسی و طبیعی بشر است؟ و دیگر این که آیا جنگ در مناطق پشتون نشین را ما به راه انداخته ایم که حالا از شرم آن از همه چیز خود بگذریم؟ آیا تریاک و مواد مخدر را ما به هلمند و قندرها و ... کشت کرده ایم که امروز به فرمایش شما زبان خود را بسته کنیم، عقل و هوش خود را تعطیل و مکاتب و دانشگاه ها را ویران؟ آیا ما طالبان را به پنجوایی و مارجه برده ایم که امروز حق درس خواندن و سخن گفتن نداشته باشیم؟
اگر قرار براین است که همه تحصیل کنند، باید زمینه آموزش برایشان فراهم شود، امنیت در مناطق شان تامین گردد نه این که بهای درس نخواندن یک عده را عده ی دیگر بپردازند.
جناب فدایی صاحب به نظر شما کسانیکه در این دوازده سال دولت جمهوری اسلامی افغانستان را در راستای تقویه نظام سازی کمک کرده اند به خاطر کسانیکه در مناطق شان علیه دولت جنگ و خشونت جریان دارد، باید قربانی شوند؟ بسیار متاسفم، بسیار!
جناب والی! چرا این کشور را برای همه نمی خواهید تا مشکل ما حل شود!!!

این هم نوشته ی حلیم فدایی والی اسبق میدان وردگ
Halim Fidai
من از تمامى انهائيكه كه بخاطر دانشگاه مظاهرات را به رآه ميندازند و صداى وحدت ملي را بلند ساخته، ميخواهم كه أيا شما بخاطر كشتن هزارها پشتون، بندي شدن صدها پشتون و محروم ساختن ميليونها پشتون از مكتب حد اقل يك پوست عادى را در فيسبوك نوشته ايد..؟؟؟
بياد داشته باشيد، اگر پشتون در نامني غرق ميشود شما پيش ازو غرق خواهيد شد. خاصيت پشتونها اينست كه اگر اينها مباشد. افغانستان نخواهد بود.
پشتون حق زندگي كردن را ميخواهد، و شما حق دانشگاه در مقابل پوهنتون. اگر واقعا به عدالت و حق معتقد هستيد كدام را اولا ترجيح ميدهيد!

اسلام هرکین نیست!

چراغ یک وسیله برای روشنایی است و هیچ ربطی به اسلام و رمضان ندارد.
از این که می بینم عده ای وقتی می خواهند در مورد اسلام و یا رمضان چیزی را به نشر برسانند، در کنار آن از تصاویر "هرکین" نیز به عنوان یک نماد فرهنگ اسلامی استفاده می کنند، بسیار تعجب می کنم!
به نظرمن این مزخرفترین تصویر از تمدن و فرهنگ اسلامی است.
آخر در کجای قرآن آمده که هرکین سمبول اسلام و قرآن و رمضان است؟ یا در کجای تاریخ آمده که هرکین خاص کشور های اسلامی است؟
از طرفی دیگر هرکین یک وسیله روشنایی است که مربوط به یک بخشی از تاریخ می شود و فعلا هم در بعضی جاها از آن استفاده می شود.
در اوایل، بشر برای تنویر خانه ها آتش روشن می کردند، سپس از مشعل ها استفاده می کردند، بعداً از چراغ ها برای روشنایی کار می گرفتند که البته نظر به رشد جوامع، نوعی چراغ ها نیز تغییر کرده است. مثلاٌ، چراغ موشک، علاوالدین، هرکین خورد، متوسط و کلان و...
و امروز هم از انرژی برق برای روشنایی و سایر کار ها استفاده می شود.
این کار ها، مرا به یادی گفته ی آن فیلسوفی می اندازد که می گفت، گاهاً دین آنقدر آلوده در خرافات می شود که اگر بخواهی در آن اصلاحات بیاوری، مجبور می شوی یک دین جدیدی را بسازی.
به امید آزادی یکایک افراد جامعه ی ما از قید وبند خرافات
آمین یا رب العالمین

از بحران دانشگاه تا بدعت در تحصیلات عالی

دانشگاه های افغانستان در فصل جدید به خاطر حضور گسترده ی جوانان از نقاط مختلف کشور، رونقی نسبتا خوبی یافته است. نظر به سال های گذشته، هم از نگاه کمی و هم از نگاه کیفی تفاوت های بسیار جدی در در فضای دانشگاه ها به وجود آمده است. اما رونق و ساز و برگ اماکن اکادمیک که از شور و شوق هزاران جوان هدف مند و امید وار به آینده شکل گرفته بود، با چالش ها و مشکلاتی نیز مواجه شده است.

یکی از عمده ترین دلایل این چالش ها، توجه گسترده ی جوانان عصر کنونی به دانشگاهای بود که اکثراً با سیستم های محدود و قدیمی اداره می شدند. خواست های متفاوت و جدید این جوانان از یکسو و قدیمی نگری سیستم در دانشگاه ها از جمله دانشگاه کابل، باعث گردید که میان جوانان علاقه مند و سیستم محدود، مواجهات و تعارضات جدی تا سر حد بحران به وجود بیاید.
به گونه ی مثال، می توان به جنجال ها و چالش های اخیر در دانشگاه کابل اشاره کرد که از یک طرف بیانگر تفاوت دیدگاه ها و خواست های دو نسل بود و از سوی ، نشان دهنده ی بحران در دانشگاه و اداره ی تحصیلات عالی کشور!!
در پی این اعتراض ها، چالش ها و بحران ها، اما وزارت تحصیلات عالی به جای این که همچون مسایل را به صورت اساسی حل و فصل کند و ضعف های نهاد های تحصیلی را بر اساس معیار های اکادمیک جهانی از بین ببرد، متاسفانه تحت تاثیر بعضی حلقات سیاسی، طرحی را آماده کرده است که می توان آن را یک "بدعت علمی" علمی خواند.
این طرح به این خاطر بدعت علمی گفته می شود که بر اساس آن، پس از این جذب داوطلبان درکانکور بر اساس سهمیه ولایات صورت خواهد گرفت. چیزی که با معیار ها و ارزش های اکادمیک بیگانه است.
این بدعت علمی که به منظور کاهش حضور قشر خاص جامعه از سوی بعضی از حلقات قبیله گرا در وزارت تحصیلات عالی آماده شده کاملا سیاسی و هدفمندانه است.
این طرح از نگاه حقوقی و اخلاقی نیز مشکلاتی زیادی دارد که به چند مورد آن اشاره می کنم:


1. طرح وزارت تحصیلات عالی، در مغایرت با قانون اساسی کشور قرار دارد، چون قانون اساسی تحصیل را حق هر شهروند افغانستان می داند. در ماده چهل و سوم این قانون آمده است: «
تعلیم حق تمام اتباع افغانستان است كه تا درجه لیسانس در مؤسسات تعلیمی دولتی به صورت رایگان از طرف دولت تأمین می گردد.» اما متاسفانه بر اساس این طرح، معیار جذب دانشجویان به نهاد های تحصیلی دولتی، ولایت مربوطه است نه استعداد فردی.

2. طرح وزارت محترم تحصیلات عالی، در مغایرت با حق طبیعی و انسانی بوده و در برابر شایسته سالاری قرار دارد. بر اساس این طرح، ولایت با ولایت رقابت می کند نه دانشجو با دانشجو.

3. طرح وزارت تحصیلات عالی، بیشتر یک طرح سیاسی است تا یک راهکار اکادمیک. چون معیار نهاد های اکادمیک باید شایسته سالاری و توانایی علمی و فکری دانشجویان باشد نه سمت و منطقه مسکونی آنان. بر اساس این طرح، بیشترین فرصت به مناطق و ولایات داده می شود نه افراد و استعداد ها. از آن جای که تشکیلات اداری افغانستان ظالمانه بوده و در آن عدالت اجتماعی در نظر گرفته نشده است، در همچون وضعیتی معیار قرار گرفتن ولایت مربوطه در کانکور یک برنامه سیاسی ناعادلانه می باشد.

4. طرح وزارت محترم تحصیلات عالی، از نگاه اخلاقی نیز مشکل دارد، چون در مخالفت با ارزش های اخلاقی( عدالت، حقوق بشر، شایسته سالاری، جوان مردی، تساهل، تسامح، مدارا و...) قرار دارد.
بنا بر این، طرح وزارت محترم تحصیلات عالی، با توجه به ماهیت و کیفیتی که دارد، در شرایط کنونی نه نتها که حلال مشکل نیست بلکه می تواند عامل مشکلاتی زیادی علمی و سیاسی در کشور گردد.

جنجال هاي دوستم و بازي رهبر با رهبر

يكي از خصوصيات رفتاري رئيس جمهور كرزي كه در اين ده يازده سال بسيار نتيجه بخش هم بوده بازي رهبر با رهبر در سياست داخلي و در ارتباط با اقوام است.
يعني كرزي تلاش كرده تا ازطريق ايجاد تقابل ميان رهبر ها و امتياز دادن به يكي و جلب ديگري، قدرت متمركز رهبران قومي را كاهش دهد و از اين طريق زمينه استفاده خوبتر از اقوام را برايش فراهم بسازد.
در اين بازي در قدم اول غرور و خود خواهي و قدرت مارشال فهيم را يك بار با احمد ضيا مسعود و بار ديگر گاهي با رباني و گاهي با صلاح الدين با چالش مواجه كرد.
رئيس جمهور از اين طريق از جمع شدن و متراكم شدن قدرت سران تاجيك در يك آدرس جلوگيري كرد، از طريق امتياز دادن به خانواده مسعود و رباني در ميان سران تاجيك با خلق مشكل، فاصله ايجاد كرد. اكنون نيز كرزي تلاش مي كند تا با امتياز دادن به صلاح الدين مربوط به خانواده رباني كه در ميان تاجيك ها محترم است از تمركز و تراكم قدرت سران تاجيك جلوگيري كند.
آقاي كرزي با رهبران سياسي هزاره نيز چنين كرده است، علي رغم اين كه آقاي خليلي معاون و همكارش در دولت است و يكي از مهمترين رهبران هزاره است او براي تضعيف موقعيت خليلي گاهي با محقق و گاهي با داكتر مدبر و گاهي با كساني ديگر به معامله و گفتگو مي نشيند.
رئيس جمهور هم چنان با سران قوم پشتون از اين بازي استفاده كرده است. مثلا مجددي و سياف را بايك ديگر مهار مي كنند و ...
در قسمت قوم ازبيك نيز جنرال تك تاز و پيشواي سياسي اين قوم (دوستم )را، گاهي با اكبر باي، گاهي با ادارات دولتي محلي مربوط به قلمرو جنرال و اين بار با ساعي مواجه ساخته تا از اين طريق از يك طرف باعث كاهش نفوذ و قدرت دوستم شود و از جانبي هم دوستم و هم ساعي هر دو براي جلوگيري از تخريب هاي يك ديگر متوسل به دامان كرزي شده و از اين طريق رئيس جمهور هم چنان در ساحات ازبيك نشين تصرف و تسلط داشته باشند.

بحث ما و قصه طالبان

 اين هم جريان مكمل بحثي كه با دو تن از دوستان فيسبوكي ام در مورد طالبان داشته ام/ متاسفم براي چنين جواناني كه هنوز افغانستان را مربوط به يك قوم مي دانند و طالبان را نماينده اي اين قوم!گرم شدن قصه طالبان در قطر و زنده شدن خاطرات وحشت)در این روز ها بانیان امارت اسلامی (از نوع طالبان) باحمایت امریکا، بریتانیا و پاکستان، زیر پوشش دولت قطر، برنامه اخبار رسانه ها را گرم کرده و بیشتر ی تحلیل ها را در مطبوعات و شبکه های اجتماعی به خود اختصاص داده است.در این گیر و دار که امریکا و دوستانش مست کار هایشان با طالبان است و سرگرم بازی جدیدی در منطقه می باشند و در این طرف دولت افغانستان نگران نادیده گرفته شدنش در این بازی هاست، اما مردم افغانستان که از حکومت سیاه امارت اسلامی هنوز زخم در چشم و دل دارند، خاطرات تلخ عصر کیبل به ذهن شان تکرار می شود. قتل عام مزار و یکاولنگ، جنایت شمالی، وحشت این گروه در بامیان، فضایی خفقان و تنگ و تاریک ایجاد شده از سوی گروه امر به معروف در کابل و هرات و سایر جاها به یاد مردم می آیند.در چنین شرایطی که غرب به فکر پیروزی بازی های سیاسی اش می باشد، از پیش چشمان زنان داغ دیده، مادران رنج کشیده، پدران مظلوم و جوانان تحقیر شده خاطرات بدی عصر وحشت و کیبل عبور می کند و یکباری دیگر مردم ما با دیدن این سناریو های که فاقد هر گونه تعهد سیاسی و اخلاقی می باشد نسبت به آینده شان شدیدا نگران هستند!!!)
Like • • Unfollow Post • Saturday at 7:37pm

Seen by 8

Ihsanullah Sediq طالب معني وحشت نيست ولي ترورزم تعريف خاص دارد،، به نظر من غربي ها وأمريكا يي ها از نظريه شوم اينگليس خسته شده ونظريه حكومت أقليت به أكثريت ناكام شده وديگر نميتواند به پرداخت پول هنگوفت دولت غيرمردومي راتقويه نمايد ....سؤال دراينجا است اگر قبول كنيم كه دولت كنوني برحق است پس چرا در ٨٥ فيصد افغانستان نارامي است چرا پشتبانه مردمي ندارد اگر داشته باشد پس عقل سالم اين قضاوت كرده ميتواند كه دردوازده سال گزشته امنيت چرا نه أمد .... بيادر ان وخواهران گرامي بياييند حق را قبول كنيم وبه رايه اكثريت مردم احترام بگذاريم ومردم تشويق به صلح كنيم وبه حرفهايي حلقات خارجي كه ميخواهد توسط مزدوران خود مردم را به نام اقوام وگروها يي مختلف تقسيم نمايد..رهبران كه از ديگر ممالك پيسه ميگرد دركروزينها وقصرها زيندگي ميكند وازاحساسات ما وشما استفاده غلت ميكند. به ارزو يك افغانستان واحد زير نام يك أفغان وزير چطر اسلام كي دران قوميت به شدت رد شده
Saturday at 11:34pm via mobile • Like • 1


Salem Safariاحسان عزيز اولا وقتي مي نويسي كوشش كن حد اقلي از معيار ها و اصول نگار ش را در نظر بگيري، كلمات را درست بنويس، سبك گفتاري را از سبك نوشتاري تفكيك كن، با نوشته هاي ديگران از بعد قومي و احساساتي برخورد نكن، اخلاق علمي را بايد همه اي ما در همه جا در نظر داشته باشيم. درست است كه معني طالب وحشت نيست طالب كلمه ي عربي است كه معني ي آن طلب كننده مي باشد و براي كساني اطلاق مي شود كه براي كسب تعليمات اسلامي در مدارس درس مي خوانند. اما طالبي كه من در موردش نوشته ام طالب دين اصيل و واقعي نيست، طالب قدرت و حكومت بنام دين و براي خدمت به پاكستان و انگليس و امريكاست. اين طالب در كابل بنام اسلام وحشتي را ايجاد كرد كه روي جنايات حكومت مجاهدين و كمونيست هاي ايدولوگ را شست. اين طالبان براي خدمت به پاكستان در مزار شريف قتل عام كرد، در يكاولنگ قتل عام كرد، در شمالي جنايت و وحشت راه انداخت، باميان و بت هاي بامين را واژگون كرد، در قيصار سناريوي از كشتار و اعدام آدم ها را به وجود آوردند كه فقط مي توان نمونه ي آن را در عصر بربريت جستجو كرد. اين طالبان كه من و مثل من و نسل من از آن رنج ديده ايم و منفوريم كساني بودند كه باحمايت مستقيم آي اس آي، مردم و تاريخ افغانستان را به سر ايستاد كرد. اگر سيلقه كتاب خواندن داشته باشيد كتاب هاي را كه در مورد طالبان نوشته شده به خصوص كتاب وحيد مژده كه خودش از اعضاي حكومت اين گروه بوده بخوانيد و ببنيد كه چقدر اين گروه از كاروان دولت داري اسلامي به دور بوده اند. نه درايت محمد را داشتند، نه مديريت ابوبكر را، نه جوان مردي عمر را، نه شجاعت و عدالت علي را و نه حياي عثمان را. اين طالبان كه در اول كبوتران صلح پنداشته مي شدند و به عنوان نافذين شريعت از آنان استقبال شد، جناياتي را به وجود آودند كه همه ضد شريعت و در مقابل روش پيامبر و خلفاي راشدين قرار داشت. غدر، قتل عام مسلمين و قبيله مداري زير پوشش دين از واضح ترين كار هاي بود كه اين گروه در حق مردم افغانستان روا داشتند. براي زنان اجازه فعاليت و تحصيل را نمي دادند، براي مردم حق ابراز عقيده را كه حق طبيعي، انساني و ديني(لا اكراه في الدين) شان مي باشد نمي دادند و حتي كساني را كه عقيده اي غير از عقيده طالبان داشتند كافر، نجس و مباح الدم مي پنداشتند. اين گروه در قسمت سياست خارجي به جز از چند كشور مغرض و ماجرا جو با هيچ كشور و نهادي ارتباط نداشتند. اين گروه زمينه ساز فعاليت هاي اسامه بن لادن و ساير تروريست ها در افغانستان شدند.
احسان عزيز اگر علاقه به مطالعه و خواندن كتاب داريد لطفا آن كتاب هاي را بخوانيد كه نشان مي دهد چگونه اين طالبان اسلام نما(عساكر نوع دوم استخباراع منطقه) از سوي سازمان هاي استخباراتي تمويل، رهبري و سازمان دهي مي شدند و حالا هم در قطر با هماهنگي كامل و زير نظر استخبارات كشور هاي خارجي از جمله آي اس آي كار مي كنند. احسان عزيز خواهش من از شما اين است كه اولا ذهن خود را از مساييل قومي پاك كنيد و انسانيت و شهروندي ديگران را مثل انسانيت و شهروندي خود قبول كنيد. اگر مي خواهي براي نجات افغانستان فكر كني بايد فكرت را از طرز تلقي هاي نادرست قومي پاك كني و بايد بداني كه قضاياي افغانستان راه حل قومي ندارد. اين درست نيست كه از منظر قوم و قبيله به همه اي افغانستان نگاه شود. سه صد سال اين كار شده و لي نتيجه همين است كه امروز ما مي بينم و هنوز مردم افغانستان(ازتمام اقوام) چنان نادان هستند كه يك هم وطن و هم نوع ديگر خود را مثل خود صاحب حق و صاحب اين خاك نمي داند. عزيز من، راه حل قضاياي افغانستان در پذيرش يك ديگر، در تحمل يك ديگر و در درك متقابل است. ساكن خوست بايد ساكن پنجشير را مثل خود بداند، ساكن لوگر بايد ساكن بهسود را مثل خود بداند، ساكن جلال آباد ساكن بدخشان را مثل خود بداند، ساكن بلخ ساكن بغلان را مثل خود بداند و ... عزيز من، اين كه تو طالبان آدم كش و جنايت كار را فقط از ديد چند منطقه نماينده مردم افغانستان مي داني بسيار متاسفم. تو كه دولت كنوني را بدون در نظر داشت معيار هاي عقلي نماينده اكثريت مي داني خيلي برايت متاسفم. اول پرسش من از شما اين است كه از كجا فهميدي كه طالبان هشتاد و پنج در صد افغانستان را زير نظر دارند؟ آيا اين كلي گويي كه اصلا واقعيت ندارد يك عمل غير اخلاقي و غير ديني نيست؟ دوماً، دولت جمهوري اسلامي افغانستان را كه نماينده اكثريت ملت افغانستان است و تقريبا از سوي همه كشور ها به رسميت شناخته شده و با يك اجماع جهاني شكل گرفته چگونه دولت اقليت مي داني؟ دولتي كه اكثر مسئولين و كارمندان آن پشتون است و اكثر پشتون ها و اقوام ديگر به آن راي داده و از آن حمايت مي كنند را تو با كدام عقل و منطق دولت غير مردمي مي داني و چند طالب كه به فرمايش آي اس آي هر روز ادارات و مردم را به انفجار و انتحار مي بستند بهتر از دولت مي داني؟ احسان عزيز چرا نمي بيني كه پيشرفت هاي افغانستان در زمان دولت كنوني علي رغم همه اي مشكلات و عيب هايش در تاريخ كشور ما نمونه است و ما بيشترين پيشرفت را در همه بخش ها در اين زمان كرده ايم. و طالبان شما آيا به جز قتل و كشتار مردم، و ايجاد رعب و وحشت در كشور كدام كاري را براي افغانستان انجام داده اند؟ چند در صد ادارات افغانستان در زمان طالبان فعال بود؟ چند در صد دانشگاه ها براي جوانان باز بود؟ چقدر فرزندان اين كشور در زمان حكومت امير المومنين ملا محمد عمر به علم و تخصص دست يافتند؟ افغانستان از نگاه اقتصادي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي چقدر پيشرفت كرد؟ افغانستان با چند كشور خارجي روابط ديپلماتيك داشت؟ چقدر از از مردم افغانستان از حكومت كيبل راضي بودند؟ چقدر زمينه سرمايه گذاري ها در كشور فراهم بود؟ چقدر اقوام با هم دوست بودند؟ چقدر اقوام باهم جنگديدند؟ احسان عزيز اين كه طالبان را بر حق مي داني و از حكومت سياه آنان دفاع مي كني بسيار برايت متاسفم و بسيار متاسفم به اين خاطر كه طالبان را كه همه اي اقوام را اذيت كرده اند و به خصوص در اين ده سال يك مانع در برابر پيشر فت هاي علمي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي قوم پشتون بوده، اكثريت مطلق اين كشور مي داني و از آنان نابخردانه دفاع مي كني؟ اصلا نمي دانم كه طالبان اكثريت تو چطور اكثريت شدند در حالي بخشي وسيع از قوم پشتون با دولت هستند حتي كرزي رئيس جمهور است؟
Like • • Unfollow Post • Yesterday at 11:12am

Seen by 5
Ihsanullah Sediq سليم جان أولتراز همه بايد يادورشوم كه زبان دري زبان مادري من نيست. دوم زيات چيز هايي كه در مورد طالبا ن نويشته ايد موافق هستم ولي راه حل اين نيست كه به انها حق ندهيم اگر انها از استخبارات پاكستان تقويت ميشود دركابل نماينده هايي رسمي دولت ايران زيرنام هايي مختلف فعاليت دارد وحتا توسط مراكز علمي خود ميخواهد فرهنگي أفغاني ما وشما از بين ببرند. جنايات طالبان را ياد كردي ولي نماينده گان وقت جهاد كه سلسله جهالت بعد از ختم جهاد شروع كردندو در كابل كشتارجمعي بنام اقوام مختلف بوجود أوردند هزاران جنايت را مرتكب شدند كه نميتونم بربريت،جهالت، فحشاشت بعضي گروهاي مبتذل ووحشي را كه درنظام كنوني صاحب قدر وتقدير ميباشدوحيصه از نظام درخدمت شان ميباشد، سليم جان محترم متاسفانه از نويشته ما برداشت غلت كرده يي ما به هيچ عنوان طالبانيزم را نميخاهم ولي يك قشر بزرگ افغانستان را احتواميكند سوال ما از شما جوانان عزيز اين هست كه چراجنايت كاران بزرگ ملت ما وجوا سيس ايران وروسيه دراين نظام بوده ميتواند وطالبا نميتواند جنايت جنايت است اگر احمد انرا انجام دهد ويا محمود، در افغانستان اگر صلحدايمننننات
Yesterday at 12:33pm via mobile • Like
Ihsanullah Sediq ببخشيند كه از تيليفون نويشته ميكردم نميتوانم تشرحات إضافي ارايه نمايم
Yesterday at 12:37pm via mobile • Like
Salem Safari احسان عزیز اولاً که نام بنده سالم است نه سلیم، دیگر این که وقتی نمی توانید به فارسی نوشته کنید چرا پشتو نوشته نمی کنید که یکی دیگر از زبان های رسمی کشور ماست؟ این طوری دیگر ننویس که روح و روان مرا بسیار آزرده می کند.
در مورد این گفته ی شما که باید به طالبان هم حق داده شود من موافقم. این سرزمین مال همه ای مردم افغانستان، گروه ها و اقشار ساکن در این سرزمین است. خیلی خوش حال می شوم از این که تمام گروه ها و اقشار در افغانستان کنارهم جمع شوند از طریق گفتگو و تفاهم باهمدیگر برای کشور شان کار کنند. ولی مشکل این جاست که طالبان هنوز به چنین باوری نرسیده اند، این گروه به اساس قرائت افراطی و سنتی که از اسلام دارند امارت اسلامی را بهترین نوع نظام در کشور می دانند و هرگونه عقیده غیر از آن را کفر و شرک به خدا می پندارند. برای برپا کردن چنین نظامی به انتحار و انفجار دست می زنند، مردم بی گناه را سر می برند و امنیت را برهم می زنند.
با این حال، من از هر فرصتی که برای گفتگو میان مردم افغانستان برای افغانستان ایجاد شود استقبال می کنم و با دید مثبت به آن می نگرم چون اگر افغانستان را مردمش نسازد تمام دنیا که دسته یکی کند بازهم نمی توانند بسازند. ولی در عین حال از موضع گیری ها، برخورد ها و رفتار طالبان نگرانم چون این گروه به جای این که روی منافع افغانستان کار کند و تمام مردم این سرزمین را در نظر داشته باشد در خدمت استخبارات خارجی هاست، در یک کلام می توانیم بگوییم که طالبان در حقیقت نظامیان اربکی پاکستان در افغانستان است که با همکاری کشور های قدرت مند به وجود آمده و هنوز به کارش ادامه می دهند.
حتی دفتر که فعلا در قطر باز شده بیشتر یک بازی کلان سیاسی است تا درایت طالبان برای گفتگو و مذاکره، در این بازی طالبان حیثیت ابزار را دارند.
بناٌ با توجه به تجربه ی که مردم افغانستان از طالبان در مدت بیشتر از پانزده سال دارند، برجسته شدن چنین پدیده ی یکبار دیگر در ذهن مردم افغانستان خشونت، انتحار، انفجار و کیبل را تداعی می کند.
شما از جنایات مجاهدین و کسانی یاد کردید که برای ایران و روسیه جاسوسی می کنند، این درد را من بیشتر از شما دارم و به عنوان یک شهروند این کشور شدیدا نسبت به همچو مساییل نگران هستم.
من معتقدم که ما باید تلاش کنیم تا در افغانستان فرهنگ سیاسی را بسازیم که بر اساس آن معیار و ملاک رفتار افراد، گروه ها و اقشار مختلف سیاسی تنها و تنها مردم افغانستان و منافع ملی باشد نه خدمت به اجانب و بیگانه ها.
به نظر من این فرهنگ و این اخلاق درسیاست افغانستان هنوز خوب شکل نگرفته و گروه ها و اقشار مختلف سیاسی در کشور ما از این ناحیه شدیدا آسیب پذیر اند.
17
hours ago • Like
Pardis Eshaqzai به نظر من دری نوشتن احسان جان به منظور فهماندن شما است و من فکر نمی کنم که شما قادر باشید حد اقل یک ستر پښتو بنویسید.
4
hours ago • Like
Salem Safari اسحاق زي صاحب بسيار متاسفم كه اين طور فكر مي كنيد، پشتو يكي از زبان هاي رسمي كشور ماست ومن در قسمت نوشتن، خواندن و تكلم به زبان پشتو هيچ مشكل ندارم. اما عادت دارم كه دري سخن بگويم و دري بنويسم چون اين زبان مادري من است. شما هم بهتر است به جاي اين همه عقده گشايي برمن حرف هاي تان را به زبان پشتو بگوييد، حد اقل اين را مي دانيد كه چه مي نويسيد و چگونه مي نويسيد. تذكرات بنده به احسان بود كه از براي حسن روابط و همكاري برايش گفتم، من در قسمت فهميدن نوشته ها و يا رفتار ديگران مشكل ندارم هر كس را از طريق رفتار و انگيزه هايش مي شناسم نيازي ندارد كه شما نگران باشيد. توصيه هاي بنده برادرانه بوده و هدفم اين بود كه دوستان وقتي مي خواهند چيزي بنويسند بايد راحت باشند و خوب بنويسند و بايد بدانند كه چه مي نويسند. با عرض حرمت
3
hours ago • Like
Salem Safari و احسان عزيز شماره بنده 0778685814 است اگر خواسته باشيد مي توانيد به اين شماره تماس بگيريد و يا به دفتر ما تشريف بياورد تا بيشتر صحبت كنيم. البته در اين جا هم من توانيد نظريات تان را به صورت واضح بنويسيد من هيچگونه مشكل ندارم.
3
hours ago • Like
Ihsanullah Sediq ساليم جان قندولك ..... ما نميخواهم به صفحه فيسبوك همرايت گفتگوهاي بيجاداشته باشم، اما خوب است كه به طالبهايكجا از نظريات فاحش ان عده مردم كه ده سال گذشته در مردگاوي امريكايها ،ايرانيها تيركردندمردم ما باخبربسازيم. از طرف من به همه جوانان افغانستان توصيه است تا بتواندمتعهد باشد وبه هيچ كسي وياگروه اجازه ندهدتابه غلامي وجاسوسي دولت هايي ديگرشماراتشويق نمايد. افغانستان ازنامش معلوم ميشود كه سرزمين افغانهااست نه ايرانيان ونه قوم ديگر ميتواند اين ملت را زيراثرفرهنگ ايران وياملك ديگربياورد. به نظرمن جاسوسهاي گسترده فعاليت هاي بيشرمانه خود كه ازسفارتخانهاي خاريجي كنترول ميشود ومعاش ميگيردوازجاسوسي وموردگاوي خودنان پيدا ميكند، اما راه سعادت وكاميابي اين نيست.....
2
hours ago via mobile • Like
Salem Safari توجه كنيد عزيز در تمام اين بحث هاي كه با من كرده ي معيار ها و اصول نقد و اصول نگارش را در نظر نگرفته ي. اگر نمي تواني چيزي درست بنويسي خود را ناراحت نكن. همان يك چند مدتي كه باهم بوديم و آشنايي را كه حاصل كرديم خدشه دار نساز. نمي دانم چرا اين قدر با ادبيات عاميانه و حتي كوچه سخن مي گويي مثلا قندولك، مردگاوي، سرزمين افغان ها و... اين خيلي ناجوان مردانه و به دور از انصاف است كه در تمام كامنت هايتان به صورت غير مسقتيم بنده را كه شديدا از سياست هاي ايران در قبال افغانستان متنفرم و حتي يك روز هم به ايران نبوده ام جاسوس و غلام ايران مي خوانيد! بگذار تامل كوتاهي بر عقده گشايي هاي شما داشته باشم كه از تهاجم فرهنگي، نابود شدن فرهنگ افغاني، سرزمين افغان ها و... سخن گفته ايد.
اولا بسيار متاسفم از اين كه نقد هايت غير منطقي، غير اصولي و بي ارتباط با موضوع است. من از دهشت افگني ها و جنايات طالبان كه يك مساله مهم در كشور مااست ياد كردم تو به خاطر فرار از بحث مساله جاسوسي ايراني ها و روس ها را مطرح كردي، اين دو مساله چه ارتباطي باهم دارد؟ چرا ما هر مشكل را در جاي خودش بحث نكنيم كه تا به يك نتيجه برسيم جان برادر؟!! دوماً، نگراني هاي را كه تو به گفته ات از تهاجم فرهنگي، نابود شدن فرهنگ افغاني و... داري كاملا نا آگاهانه است. اولا تعريف شما از فرهنگ چيست؟ منظور تان از تهاجم فرهنگي چيست؟ آيا ما از نگاه جامعه شناسي افغانستان هنوز به يك فرهنگ جامع و همه شمول دست پيدا كرده ايم؟ فرهنگ در افغانستان در چه وضعيتي قرار دارد؟ نقاط قوت و نقاط ضعف فرهنگ در افغانستان كدام ها اند؟ نياز هاي فرهنگ در جامعه افغاني كدام ها اند؟ مشتركات و اختلافات خورده فرهنگ ها در كشورما در چه سطح است؟ همينطور ده ها سوال ديگر. آيا تو مي داني كه ما از نگاه اعتقادي با كشور هاي اسلامي در يك حوزه فرهنگي و از نگاه زباني با ايران، پاكستان، تاجكستان و ازبكستان در يك حوزه فرهنگي قرار داريم؟ آيا مي داني كه هنوز در افغانستان يك فرهنگ ملي شكل نگرفته و خورده فرهنگ ها به شكل قومي وجود دارد؟ شما در مورد قوم افغان و سرزمين قوم افغان سخن گفتيد، متاسفانه در اين بخش نيز خالي از معلومات بوده و كاملا خالي الذهن هستيد! به خاطر كه هنوز نمي دانيد قوميت چيزي ديگري است و كساني كه در يك سرزمين زندگي مي كنند شامل اقوام زيادي مي شوند. من علي رغم كه به وحدت ملي احترام دارم و وفاق ملي ميان اقوام ساكن در افغان را مي ستايم باتوجه به واقعيت هاي موجود، شواهد و اسناد تاريخي و نيز مطالعاتي كه خودم از كشورم دارم به اين باور رسيده ام كه اين كشور مربوط به همه ي اقوام باهم برادر افغانستان است نه يك قوم. اين كه شما اين سرزمين را مثل طالبان خاص خود مي دانيد و ديگران را يا بيگانه يا جاسوس مي خوانيد اين مشكل شخص خود شماست و بد بختانه كه در مغايرت با قانون اساسي كشور نيز قرار دارد. اجازه دهيد كه در مورد واژه افغان و افغانستان نيز اگر حوصله شنيدنش را داشته باشيد كمي برايت بگويم. خدمت عرض شود كه واژه افغان مربوط همه اي كساني كه پشتو صحبت مي كنند نيست، افغان به افغانه كه جد اول اوغان (افغان) ها است و براي بار اول در اطراف كوه سليمان جاي گزين شدند اطلاق مي شود و پشتون به پختون و پكتيا و پكتيكوس آريايي. در جامعه شناسي قوم پشتون اين دو نظريه به عنوان نظريه هاي مطرح و غالب وجود داشته و مورد قبول دانشمندان و متخصصان نيز مي باشد.
اما نام افغانستان، اين نام را هم متاسفانه مردم افغانستان بالاي اين كشور نگذاشته اند بكله به گفته مير غلام محمد غبار در معاهده ي مرزي ميان بريتانيا ي وقت و ايران براي اولين بار در زمان امير عبدالرحمن خان اين نام(افغانستان) در مورد كشور ما به كا رفته است و پيش از آن كشور ما به اين نام ياد نشده است. حالا، علي رغم احترام بسيار زيادي كه به برادران گران قدر افغان و پشتون دارم، بايد بگويم كه نام گذاري افغانستان از سوي انگليس ها صورت گرفته و يك پروژه ي سياسي و استعماري در حق مردم افغنستان است. چنان چه يكي از دانشمندان در تعريفش از استعمار گفه است كه استعمار يعني تعريف هويت يك قوم بر اساس هويت قوم ديگر. چند وقت پيش رئيس جمهور در خصوص خط ديورند مي گفت كه مرز هاي را انگليس ها ايجاد كرده من قبول ندارم وقتي مساله اينطور باشد نام اين كشور را كه انگليس و ايران گذاشته چطور كنيم؟
به هر حال احسان عزيز، برادر گران قدرم اميد وارم كه از ياد داشت هاي بنده ناراحت نشده باشيد. در اخير خواهش من از شما اين است كه لطفا اگر مي خواهي در مورد نوشته هاي بنده نظر بدهي عينك قوم برتر را از چشمان قشنگت دور كن كه من با چنين طرز نگرش هاي اخلاقا مشكل دارم. من افغانستان را همان طوري كه وطن خود مي دانم وطن پسران و دختران قندهار، پروان، جوزجان، بلخ، نيمروز، بدخشان، باميان، غزني و ... مي دانم. با عرض حرمت

قصه طالبان

گرم شدن قصه طالبان در قطر و زنده شدن خاطرات وحشت
در این روز ها بانیان امارت اسلامی (از نوع طالبان) باحمایت امریکا، بریتانیا و پاکستان، زیر پوشش دولت قطر، برنامه اخبار رسانه ها را گرم کرده و بیشتر ی تحلیل ها را در مطبوعات و شبکه های اجتماعی به خود اختصاص داده است.
در این گیر و دار که امریکا و دوستانش مست کار هایشان با طالبان است و سرگرم بازی جدیدی در منطقه می باشند و در این طرف دولت افغانستان نگران نادیده گرفته شدنش در این بازی هاست، اما مردم افغانستان که از حکومت سیاه امارت اسلامی هنوز زخم در چشم و دل دارند، خاطرات تلخ عصر کیبل به ذهن شان تکرار می شود. قتل عام مزار و یکاولنگ، جنایت شمالی، وحشت این گروه در بامیان، فضایی خفقان و تنگ و تاریک ایجاد شده از سوی گروه امر به معروف در کابل و هرات و سایر جاها به یاد مردم می آیند.
در چنین شرایطی که غرب به فکر پیروزی بازی های سیاسی اش می باشد، از پیش چشمان زنان داغ دیده، مادران رنج کشیده، پدران مظلوم و جوانان تحقیر شده خاطرات بدی عصر وحشت و کیبل عبور می کند و یکباری دیگر مردم ما با دیدن این سناریو های که فاقد هر گونه تعهد سیاسی و اخلاقی می باشد نسبت به آینده شان شدیدا نگران هستند!!!

اين يك كمنت بود در جواب يكي از دوستان در ارتباط با نوشته ي بنده در مورد طالبان كه خواستم با شما دوستان هم شريك بسازم:

احسان عزيز اولا وقتي مي نويسي كوشش كن حد اقلي از معيار ها و اصول نگار ش را در نظر بگيري، كلمات را درست بنويس، سبك نوشتاري را از سبك نوشتاري تفكيك كن، با نوشته هاي ديگران از بعد قومي و احساساتي برخورد نكن، اخلاق علمي را بايد همه اي ما در همه جا در نظر داشته باشيم. درست است كه معني طالب وحشت نيست طالب كلمه ي عربي است كه معني ي آن طلب كننده مي باشد و براي كساني اطلاق مي شود كه براي كسب تعليمات اسلامي در مدارس درس مي خوانند. اما طالبي كه من در موردش نوشته ام طالب دين اصيل و واقعي نيست، طالب قدرت و حكومت بنام دين و براي خدمت به پاكستان و انگليس و امريكاست. اين طالب در كابل بنام اسلام وحشتي را ايجاد كرد كه روي جنايات حكومت مجاهدين و كمونيست هاي ايدولوگ را شست. اين طالبان براي خدمت به پاكستان در مزار شريف قتل عام كرد، در يكاولنگ قتل عام كرد، در شمالي جنايت و وحشت راه انداخت، باميان و بت هاي بامين را واژگون كرد، در قيصار سناريوي از كشتار و اعدام آدم ها به وجود آوردند كه فقط مي توان نمونه ي آن را در عصر بربريت جستجو كرد. اين طالبان كه من و مثل من و نسل من از آن رنج ديده ايم و منفوريم كساني بودند كه باحمايت مستقيم اي اس آي مردم و تاريخ افغانستان را به سر ايستاد كرد. اگر سيلقه كتاب خواندن داشته باشيد كتاب هاي را كه در مورد طالبان نوشته شده به خصوص كتاب وحيد مژده كه خودش از اعضاي حكومت اين گروه بوده بخوانيد و ببنيد كه چقدر اين گروه از كاروان دولت داري اسلامي به دور بوده اند. نه درايت محمد را داشتند، نه مديريت ابوبكر را، نه جوان مردي عمر را، نه شجاعت و عدالت علي را و نه حياي عثمان را. اين طالبان كه در اول كبوتران صلح پنداشته مي شدند و به عنوان نافذين شريعت از آنان استقبال شد جناياتي را به وجود آودند كه همه ضد شريعت و در مقابل روش پيامبر و خلفاي راشدين قرار داشت. غدر، قتل عام مسلمين و قبيله مداري زير پوشش دين از واضح ترين كار هاي بود كه اين گروه در حق مردم افغانستان روا داشتند. براي زنان اجازه فعاليت و تحصيل را نمي دادند، براي مردم حق ابراز عقيده را كه حق طبيعي، انساني و ديني(لا اكراه في الدين) شان مي باشند نمي دادند و حتي كساني را كه عقيده اي غير از خودشان داشتند كافر، نجس و مباح الدم مي پنداشتند. اين گروه در قسمت سياست خارجي به جز از چند كشور مغرض و ماجرا جو با هيچ كشور و نهادي ارتباط نداشتند. اين گروه زمينه ساز فعاليت هاي اسامه بن لادن و ساير تروريست ها در افغانستان شدند، احسان عزيز اگر علاقه به مطالعه و خواندن كتاب داريد لطفا آن كتاب هاي را بخوانيد كه نشان مي دهد چگونه اين طالبان اسلام نما(عساكر نوع دوم استخباراع منطقه) از سوي سازمان هاي تروريستي تمويل، رهبري و سازمان دهي مي شدند و حالا هم در قطر با هماهنگي كامل و زير نظر استخبارات كشور هاي خارجي از جمله آي اس آي كار مي كنند. احسان عزيز خواهش من از شما اين است كه اولا ذهن خود را از مساييل قومي پاك كن و انسانيت و شهروندي ديگران را مثل انسانيت و شهروندي خود قبول كن. اگر مي خواهي براي نجات افغانستان فكر كني بايد فكرت را از طرز تلقي هاي نادرست قومي پاك كن و بايد بداني كه قضاياي افغانستان راه حل قومي ندارد. اين درست نيست كه از منظر قوم و قبيله به همه اي افغانستان نگاه شود. سه صد سال اين كار شده و لي نتيجه همين است كه امروز ما مي بينم و هنوز مردم افغانستان(ازتمام اقوام) چنان نادان هستند كه يك هم وطن و هم نوع ديگر خود را مثل خود صاحب حق و صاحب اين خاك نمي داند. عزيز من راه حل قضاياي افغانستان در پذيرش يك ديگر، در تحمل يك ديگر و در درك متقابل است. ساكن خوست بايد ساكن پنجشير را مثل خود بداند، ساكن لوگر بايد ساكن بهسود را مثل خود بداند، ساكن جلال آباد ساكن بدخشان را مثل خود بداند، ساكن بلخ ساكن بغلان را مثل خود بداند و ... عزيز من اين كه تو طالبان آدم كش و جنايت كار را فقط از ديد چند منطقه نماينده مردم افغانستان مي داني بسيار متاسفم. تو كه دولت كنوني را بدون در نظر داشت معيار هاي عقلي نماينده اكثريت مي داني خيلي برايت متاسفم. اول پرسش من از شما اين است كه از كجا فهميدي كه طالبان هشتاد و پنج در صد افغانستان را زير نظر دارند؟ آيا اين كلي گويي كه اصلا واقعيت ندارد يك عمل غير اخلاقي غير ديني نيست؟ دوماً، دولت جمهوري اسلامي افغانستان كه نمايينده اكثريت ملت افغانستان است و تقريبا از سوي همه كشور ها به رسميت شناخته شده و با يك اجماع جهاني شكل گرفته چگونه دولت اقليت مي داني؟ دولت كه اكثر مسئولين و كارمندان آن پشتون است و اكثر پشتون ها و اقوام ديگر به آن راي داده و از آن حمايت مي كنند را تو با كدام عقل و منطق دولت غير مردمي مي داني و چند طالب كه به فرمايش آي اس آي هر روز ادارات و مردم را به انفجار و انتحار مي بستند را بهتر از دولت مي داني؟احسان عزيز چرا نمي بيني كه پيشرفت هاي افغانستان در زمان دولت كنوني علي رغم همه اي مشكلات و عيب هايش در تاريخ كشور ما نمونه است و ما بيشترين پيشرفت را در همه بخش ها در اين زمان كرده ايم. و طالبان شما آيا به جز قتل و كشتار مردم، و ايجاد رعب و وحشت در كشور كدام كاري را براي افغانستان انجام داده اند؟ چند در صد ادارات افغانستان در زمان طالبان فعال بود؟ چند در صد دانشگاه ها براي جوانان باز بود؟ چقدر فرزندان اين كشور در زمان حكومت امير المومنين ملا محمد عمر به علم و تخصص دست يافتند؟ افغانستان از نگاه اقتصادي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي چقدر پيشرفت كرد؟ افغانستان با چند كشور خارجي روابط ديپلماتيك داشت؟ چقدر از از مردم افغانستان از حكومت كيبل راضي بودند؟ چقدر زمينه سرمايه گذاري ها در كشور فراهم بود؟ چقدر اقوام با هم دوست بودند؟ چقدر اقوام باهم جنگديدند؟ احسان عزيز اين كه طالبان را بر حق مي داني و از حكومت سياسي آنان دفاع مي كني بسيار برايت متاسفم و بسيار متاسفم به اين خاطر كه طالبان را كه همه اي اقوام را اذيت كرده اند و به خصوص در اين ده سال يك مانع در برابر پيشر فت هاي علمي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي قوم پشتون مي باشد اكثريت مطلق اين كشور مي داني و از آنان نابخردانه دفاع مي كني؟ اصلا نمي دانم كه طالبان اكثريت تو چطور اكثريت شدند در حالي بخشي وسيع از قوم پشتون با دولت هستند حتي كرزي رئيس جمهور است؟


احسان عزیز اولاً که نام بنده سالم است نه سلیم، دیگر این که وقتی نمی توانید به فارسی نوشته کنید چرا پشتو نوشته نمی کنید که یکی دیگر از زبان های رسمی کشور ماست؟ این طوری دیگر ننویس که روح و روان مرا بسیار آزرده می کند.
در مورد این گفته ی شما که باید به ط
البان هم حق داده شود من موافقم. این سرزمین مال همه ای مردم افغانستان، گروه ها و اقشار ساکن در این سرزمین است. خیلی خوش حال می شوم از این که تمام گروه ها و اقشار در افغانستان کنارهم جمع شوند از طریق گفتگو و تفاهم باهمدیگر برای کشور شان کار کنند. ولی مشکل این جاست که طالبان هنوز به چنین باوری نرسیده اند، این گروه به اساس قرائت افراطی و سنتی که از اسلام دارند امارت اسلامی را بهترین نوع نظام در کشور می دانند و هرگونه عقیده غیر از آن را کفر و شرک به خدا می پندارند. برای برپا کردن چنین نظامی به انتحار و انفجار دست می زنند، مردم بی گناه را سر می برند و امنیت را برهم می زنند.
با این حال، من از هر فرصتی که برای گفتگو میان مردم افغانستان برای افغانستان ایجاد شود استقبال می کنم و با دید مثبت به آن می نگرم چون اگر افغانستان را مردمش نسازد تمام دنیا که دسته یکی کند بازهم نمی توانند بسازند. ولی در عین حال از موضع گیری ها، برخورد ها و رفتار طالبان نگرانم چون این گروه به جای این که روی منافع افغانستان کار کند و تمام مردم این سرزمین را در نظر داشته باشد در خدمت استخبارات خارجی هاست، در یک کلام می توانیم بگوییم که طالبان در حقیقت نظامیان اربکی پاکستان در افغانستان است که با همکاری کشور های قدرت مند به وجود آمده و هنوز به کارش ادامه می دهند.
حتی دفتر که فعلا در قطر باز شده بیشتر یک بازی کلان سیاسی است تا درایت طالبان برای گفتگو و مذاکره، در این بازی طالبان حیثیت ابزار را دارند.
بناٌ با توجه به تجربه ی که مردم افغانستان از طالبان در مدت بیشتر از پانزده سال دارند، برجسته شدن چنین پدیده ی یکبار دیگر در ذهن مردم افغانستان خشونت، انتحار، انفجار و کیبل را تداعی می کند.
شما از جنایات مجاهدین و کسانی یاد کردید که برای ایران و روسیه جاسوسی می کنند، این درد را من بیشتر از شما دارم و به عنوان یک شهروند این کشور شدیدا نسبت به همچو مساییل نگران هستم.
من معتقدم که ما باید تلاش کنیم تا در افغانستان فرهنگ سیاسی را بسازیم که بر اساس آن معیار و ملاک رفتار افراد، گروه ها و اقشار مختلف سیاسی تنها و تنها مردم افغانستان و منافع ملی باشد نه خدمت به اجانب و بیگانه ها.
به نظر من این فرهنگ و این اخلاق درسیاست افغانستان هنوز خوب شکل نگرفته و گروه ها و اقشار مختلف سیاسی در کشور ما از این ناحیه شدیدا آسیب پذیر اند.