قومیت و عقیده؟!
آیا به نظر شما بین وراثت و اعتقادات و یا به عبارتی بین قومیت و اعتقادات پیوندی وجود دارد؟
آیا متوجه شده اید که در هنگام منازعاتِ(گرم ویا سرد) بین گروه های قومی و تباریِ که هر کدام هویت خاص خود را دارند، ارزش های دینی نیز به شکل های خاصی مطرح و برجسته می شوند؟ یعنی هر گروه از یک جهتی ارزش های خاصی را بزرگ و برجسته می کند؟ شاید دیده باشید که در هنگام منازعات(چی در سطح کلان و چی در سطح خُرد)، محور انسجام و هماهنگی گروهای تباری همان هویت و کرکتر جمعی است که اعتقادات دینی را یا باخود هماهنگ، یا از برخی جهات متوقف و از برخی جهات برجسته، و یا در کل تغییر میدهند، تا آن طوری که منافع روح جمعی قبیله نیاز دارد، عمل کند!؟ مثلا، وقتی بین دو دسته قومی(در سطح خرد و یا کلان) اگر منازعه ی پیش می آید، منطق مواجهه دو طرف همان هویت و روح جمعی است که هریک با خود یدک میکشد. در این جا هویت های کلان، حتی دین، عمداً و یا سهواً نادیده گرفته میشود، چرا؟
آیا این وضعیت همان سخن جامعه شناس فرانسوی امیل دورکیم را تایید نمی کند که می گوید دین تجلی روح جمعی و مشترک قبیله است؟
حالا اگر وضعیت را تحلیل کنیم واین فرض درست ثابت گردد، پرسش دیگری مطرح می شود و آن این که اگر هر دسته ی تباری با اتکا به هویت خاص تباری و خرده فرهنگ قومی خود حد اقل در هنگام منازعات یک تصویر خاصِ از دین و معتقدات دینی ارایه کند، در کشوری مثل افغانستان که ادعا می شود ۹۹ در صد مسلمان است، چقدر هویت های تکه تکه تباری بر هویت دینیِ که ماهیت توحیدی و عام دارد، تاثیر گذاشته است؟ اگر خلاصه بپرسیم، آیا هویت های فردی و جمعی ما متاثر از هویت دینییِ که همه را در زیر چتر یک امت گرد می آورد متاثر است و یا، این هویت دینی، از هویت ها و روح های متکثر تباریِ خود ما؟! اگر فرض اول صادق است مشکلی وجود ندارد، اما بعید به نظر می رسد که وجود تعارضات دایمِ که با رنگ دینی در کشور چهره نشان داده، این فرض زیاد صادق از آب در آید. به خصوص که دو طرف با نام دین و نعره الله اکبر بر علیه همدیگر حمله کرده است. اما اگر فرض دوم صادق است، شکل گیری تضادهای مداوم و سوی ظن ها همیشگی خواهد بود. چون کسی هویت خود را در هویت جمعی نمی بیند و لذا خواسته و یا ناخواسته در هویت های متخاصم کوچک پناه میگیرد.
عین این موضوع در رابطه به هویت ملی نیز مطرح است. یعنی جغرافیا، منافع و سرنوشت مشترکِ کلی هنوز نتوانسته است در بین هویت های چند تکه تباری جا باز کند. به همین خاطر ما دچار مشکلات و بحران های پیاپی سیاسی و اجتماعی هستیم. در این بازی، فرصت ها و ارزش های که به صورت عام مطرح استند در جهت حفظ و تقویت منافعِ قالب بندی شده که نفی هویت های دیگر را درپی دارد، به کار می رود.