ضرورت ایجاد میکانیز های روشن و کارآمد برای برگزاری انتخابات شفاف!

نیکولاس هایسم نماینده خاص سازمان ملل متحد برای افغانستان امروز چهارشنبه در یک کنفرانس خبری از حکومت وحدت ملی خواست که به اساس تعهدات قبلی شان در نظام انتخاباتی اصلاحات به میان آورد. او گفت، «اصلاح نظام انتخاباتی در افغانستان یک بخش اساسی توافق میان رییس جمهور و رییس اجراییه حکومت وحدت ملی می باشد».

چندی پیش سفیر اتحادیه ارووپا در افغانستان نیز بر عملی شدن تعهد رهبران حکومت وحدت ملی برای آوردن اصلاحات در نظام انتخاباتی تاکید کرده بود. او گفته بود اگر در نظام انتخاباتی اصلاحات به میان نیاید عمر حکومت وحدت ملی به پایان می رسد. کمیسیون انتخابات اما در برابر اظهارات سفیر اتحادیه اروپا واکنش نشان داده و آن را نوعی مداخله درامور انتخابات افغانستان خواند.

این درحالی است که حکومت وحدت ملی کار را روی اصلاحات در امور کمیسیون انتخابات آغاز کرده است. رئیس جمهور غنی سرور دانش معاونش را وظیفه داده تا در مشوره با کمیسیون انتخابات، احزاب سیاسی و نهادهای مدنی چگونگی آوردن اصلاحات در کار کمیسیون انتخابات را مورد بررسی قرار دهد.

آقای دانش هم جلسات را با کمیشنران کمیسیون مستقل انتخابات و برخی از فعالین مدنی داشته و با آن ها در این رابطه سخن گفته است. او در جلسه ی که با کمیسیون انتخابات داشت تصریح کرد که، «اصلاحات در نظام انتخاباتی یک روند جاری است و از سال 1383 تاکنون قوانین مربوطه و چگونگی ساختار و صلاحیت نهادهای انتخاباتی همواره مورد اصلاح و بازنگری قرار گرفته و این روند همچنان ادامه خواهد داشت».

به همین شکل سخنگوی ریاست اجرائیه نیز گفته است که حکومت وحدت ملی اقدامات را برای اصلاح نظام انتخاباتی روی دست گرفته است.

به این صورت با درنظرداشت این که حکومت کار را روی ایجاد اصلاحات در امور انتخابات آغاز کرده است این سئوال پیش می آید که چرا نهادهای خارجی و همکار یکی پس از دیگری بر اصلاحات در نظام انتخاباتی تاکید می کنند؟ آیا کاری که حکومت برای آوردن اصلاحات در کار کمیسیون انتخابات روی دست گرفته است کامل نیست و نمی تواند قناعت نهادهای همکار انتخابات افغانستان را حاصل کند؟ به ویژه این که نماینده پیشین سازمان ملل متحد در افغانستان یکی از شاهدان امضای موافقت نامه سیاسی بین سران حکومت وحدت ملی بوده است و در آن موافقت نامه آقایان غنی و عبدالله بر اصلاح سیستم انتخابات تعهد کردند.

به نظر می رسد تاکیدات نهادهای بین المللی و همکار انتخابات باتوجه به مشکلات و نگرانی های که در روند انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی 93 به میان آمد، مهم و قابل توجه است. زیرا که بدون حمایت و همکاری این نهاد ها افغانستان نمی تواند به تنهایی انتخابات پیش روی پارلمانی و شوراهای ولسوالی را برگزار کند. بدین لحاظ ایجاب می کند روند را که حکومت برای آوردن اصلاحات در امور انتخابات آغاز کرده  باید یک روند قاطع و اساسی باشد، تا این که تمامی نواقص و مشکلات که درکمیسیون انتخابات و امور انتخاباتی وجود دارد مرتفع گردد و برایندآن هم ضمانت کننده یک انتخابات شفاف و قناعت بخش باشد. چه این که برای نهادهای حمایت کننده و ناظر انتخابات کارا بودن و شفاف بودن سیستم انتخابات مهم است و اگر این بار حکومت نتواند یک چنین سیستمی را به وجود بیاورد ممکن نهادها و کشورهای کمک کننده با دست باز انتخابات را حمایت نکنند، که در آن صورت مشکلات و دشواری های پروسه انتخابات بیشتر خواهد.

 بناً، برای برگزاری یک انتخابات خوب که حمایت ملی و بین المللی را باخود داشته باشد ایجاد یک میکانیزم روشن و دقیق انتخاباتی(که برای همه ی طرف ها قناعت بخش باشد) یک ضرورت بنیادی است تا این که بتواند زمینه همکاری های بیشتری سازمان های حمایت کننده را فراهم سازد و از بروز مشکلات و همنیطور نگرانی های ملی و بین المللی در مورد پروسه انتخابات جلوگیری کند.

به مناسبت بیست و ششم دلو!

26 دلو روز خروج قشون سرخ از کشور است و این روز از سویِ مجاهدین به مثابه یک روز افتخار تجلیل می گردد. مجاهدین اما پس از آن که در اثر مبارزات زیاد به پیروزی رسیدند نتوانستند بر سر سفره پیروزی باهم دیگر کنار بیایند و دولت واحد اسلامی تشکیل بدهند. دولت اسلامی که پس از پیروزی مجاهدین شکل گرفت نتوانست یک ظرفیت و راهکار جامع و ملی را برای تنظیم قدرت و رهبری کشور ایجادکند. این دولت از نگاه حزبی و سمتی در اختیار یک قشرخاص سیاسی قرار گرفت و سایر گروه ها به طور اساسی در آن شامل نبودند. از همین رو کار مجاهدین که برای ایجاد حکومت ایده آل اسلامی مبارزه می کردند در فردای پس از تشکیل حکومت اسلامی جنگ برای انحصار قدرت بود و کابل پایتخت هم خانه جنگ و دشمنی بین مجاهدین و مردم افغانستان.
جنگ مجاهدین باعث شد که طالبان و القاعده درکشور روی کار بیایند و جنگ و تباهی در افغانستان هم چنان ادامه داشته باشد. تا این که جامعه جهانی و امریکا مداخله کرد و نظام جدید شکل گرفت. در نظام جدید هم اگر امریکا مثل دفعه قبل افغانستان را تنها می گذاشت شاید بار دیگر جنگ قدرت بین مجاهدین شکل می گرفت و برای مردم افغانستان فرصت زندگی مسالمت آمیز فراهم نمی شد. در این زمان مجاهدین عموماً در قدرت بودند و چون شرایط ملی تغییر کرده بود و امریکا هم به عنوان ناظر و حمایت کننده در پشت سر دولت قرار داشت مشکلِ خیلی جدی در قسمت تقسیم قدرت به وجود نیامد.

البته بعضی وقت ها اگر یکی از سران مجاهدین از قدرت دور بوده اعتراضات و سرو صداهای وجود داشته است که گویا مجاهدین در قدرت نیست و اگر مجاهدین در قدرت نباشد چنین خواهد و چنان خواهدشد، طوری که همین اکنون برخی از سران جهادی از شامل نبودن شان در دستگاه قدرت ناراض اند و از دولت انتقاد می کنند.
خوب این که آدم های با تجربه در دولت باشد چیزی بدی نیست، اما در ارتباط به اینگونه برخوردها و رفتارهای مجاهدین دو نکته قابل تامل است.

1. وقتی از پیروزی شان تجلیل می کنند خوب است که در کنار آن از اشتباهات و کاستی های رفتاری شان هم یاد کنند. زیرا تا زمانی که اشتباهات گذشته خود را درک نکنیم و از تکرار آن جلوگیری نکنیم مشکلات ما حل نمی شود. بناً، زمان که از جهاد و افتخارات جهادی خود تجلیل می کنیم لازم است پرسش های که در رابطه به نوع رفتار ها و کارکردهای مجاهدین وجود دارد هم پاسخ دهیم. جهاد به پیروزی رسید خوب اما بعد از آن چه شد؟ چرا مجاهدینِ باهم برادر به خاطر قدرت باهم دیگر جنگ کردند؟ چرا مجاهدین نتوانستند دولت جامع و واحد ملی و اسلامی در کشور بسازند؟ چرا مجاهدین که به خاطر نجات مردم مبارزه می کردند برای مردم بدبختی آوردند؟ و...
این سئوالات باید پاسخ داده شود و گرنه تجلیل از جهاد و افتخار کردن بنام جهاد به لحاظ دینی و اخلاقی بسیار پرسش بر انگیز است.

2. مجاهدین وقتی از جهاد و تاریخ مبارزات اسلامی شان تجلیل می کنند و یا به این نام و نشان زندگی می کنند، باید نیت خالص اسلامی و ملی داشته باشند. از افتخارات جهادی و مجاهدت باید به عنوان ادای وظایف دینی تجلیل کنند نه این که جهاد را معیار گرفتن قدرت و چوکی دانسته و به این بهانه برای کشور و مردم نگرانی به وجود بیاورند. اصلاً درست نیست که کسی حالا به خاطر بود و نبود خود در قدرت از نام و اعتبار جهاد استفاده کند. مبارزات جهادی بیشتر از دو دهه پیش خاتمه یافته و فعلا جنگ بدین نام وجود ندارد که آن را برای تقسیم قدرت مبنا قرار دهیم. بحث قدرت و تقسیم آن بیشتر یک مساله ملی است و اگر کسی در مورد چگونگی واگذاری مسئولیت های دولتی بحث و نظری دارد باید آن را در چارچوب اصول و موازین حقوقی و سیاسی مطرح کند، که در این خصوص وقتی وارد بحث شویم، مساله بود و نبودیک فرد درقدرت نیست، مساله به کل نظام و مردم افغانستان بر می گردد و همه ی مردم افغانستان خواهان تقسیم قدرت بر اساس واقعیت ها و ارزش های ملی است؛ چیزی که تاحدودی در طول سالها گذشته صورت گرفته و انتظار می رود حکومت وحدت ملی هم به گونه ی درست آن را عملی سازد.

 

نگران منی به تو قرصه دلم

تو به جای من هم داری زجر می کشی

یکی عاشقته که تو عاشق شی

تو به جای من هم پر غصه شدی

نزار خسته بشم، نگو خسته شدی

نگران منی که نگیره که دلم

واسه دیدن تو  داره میره دلم

نگرانی  منی مثل بچگی یام

تو خودت می دونی من ازت چه می خوام

مگه میشه باشی و تنها بمونم

محالِه بزاری، محالِه بتونم

دلم دیگه دل تنگیاش بی شماره

هنوزم به جز تو کسی را نداره

عوض می کنی زندگی مو

تو یادم دادی عاشقی مو

تو را تا تهِ خاطراتم کشیدم

به زیبایی تو کسی را ندیدم

نگو دیگه آب از سرمن گذشتِه

مگه جز تو کی سرنوشتو نوشتِه

تحمل نداره نباشی

دل که تو تنها خداشی

یه غرور یخی، یه ستاره ی سرد

یه شب از همه چه به خدا گله کرد

یه دفعه به خودش همه چه را سپرد

دیگه گریه نکرد، فقط حوصله کرد

نگران منی به تو قرصه دلم

تو کنار منی نمی ترسه دلم

بغلم کو نزار همچو بگیر

بزار گریه کنم پیش تو دل سیر

مگه میشه باشی و تنها بمونم

محالِه بزاری، محالِه بتونم

دلم دیگه دل تنگیاش بی شماره

هنوزم به جز تو کسی را نداره

عوض می کنی زندگی مو

تو یادم دادی عاشقی مو

تو را تا تهِ خاطراتم کشیدم

به زیبایی تو کسی را ندیدم

نگو دیگه آب از سرمن گذشتِه

مگه جز تو کی سرنوشتو نوشتِه

تحمل نداره نباشی

دل که تو تنها خداشی

(آهنگ مرتضی پاشاهی)